امسال سال خوبی است
سالی که نکوست از بهارش پیداست
و به قول پدر بزرگ : ماستی هم که ترش است از تغارش پیداست
الان که اینجا نشسته ام داریوش و دخترش آوا که تا یک ساعت دیگر جوجه اردک بیچاره اش را دچار ضایعه نخاعی خواهد کرد ٬ هم هستند ٬ دختر داریوش بر خلاف دختر جواد هنوز خیلی مانده تا از پدرش بالا بزند ! دختر داریوش خیلی دیر پدر و مادرش را پیداکرده برای همین بر خلاف دختر دکتر مسعودی که آنوقتها ما که کلاس اول بودیم او هم بود ٬دختر داریوش هنوز کلاس اولش دو سه سال دیگر است البته مثل دکتر مسعودی در کلاس ما بیشمارند ! مهر نهاد و جلالیان و رفیعیان و عرب زاده و وفائی و ... بقیه ای که اگر الان سراغشان را بگیری دیگر کارشان از بابا بودن گذشته و شده اند بابزرگ !
بابابزرگ مسعودی ! بابا بزرگ میرمحمدی ! بابابزرگ مهرنهاد ! بابا بزرگ منتظری ! بابابزرگ جلالیان البته شاید نصف اینها که نوشته ام آنقدر بزرگ هستند که بابا بزرگ باشند شاید بچه هایشان هنوز تصمیم نگرفته اند که دوره بعد که ما نشستی گرفتیم دور هم بودنمان بشود کلاس پدر بزرگها و البته مادر بزرگهایش که هنوز کمی زود است
همه این کندی حرکت در رشد و زاد و ولد ۶۹ ایها هم بر میگردد به تفکرات امثال داریوش که سنش سن پدر بزرگ است و دخترش هم سن نوه همکلاسی بغل دستی
خوشبختانه هرچه اینها کم کاری کنند جواد وطنی و حسین رحیمی و سید میر محمدی و منتظری و کلا اکثریت ۶۹ ایها تابع نظریات کنترل جمعیت نیستند و این خیلی خوب است ! آدمهای از جنس این کلاس نسلشان کره زمین را بگیرد خوب است ! نکند در عین بی نظمی دنیا به سرانجامی برسد


