تبليغاتX
فارغ التحصیلان پزشکی ورودی 69 یزد

سال گذشته وقتی آقای دکتر نجفی گفت که بایست بیستمین سال ورودمان به دانشگاه را جشن بگیریم حسابی جا خوردم چراکه باورم نمیشد ۲۰ سال از آن زمان گذشته باشد. در طول این سالها بارها و بارها همکلاسیها برپایی چنین تجمعی را درخواست کرده اند و بنظر میرسد دیگر زمان این دیدار فرارسیده است. محل برنامه در یزد تعیین شده و جناب آقای دکتر نجفی به عنوان مدیر برنامه انجام کلیه هماهنگی ها را بر عهده دارند. در واقع بخش بزرگی از زحمات بر عهده دوستان یزدی و بخصوص بر عهده عزیزانمان از جمله جناب آقای دکتر میرمحمدی در دانشگاه است. خواهشمندم همه دوستان نظراتشان را یا در وبلاگ منعکس بفرمایند و یا طی تماس تلفنی آنها را به آقای دکتر نجفی منعکس نمایند.

زمان برنامه: عصر چهارشنبه و صبح تا ظهر پنجشنبه ۲۴ و ۲۵ شهریورماه

+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389 و ساعت |

عبدالعلی زارع- حسین رحیمی نسب-علی صالحی- جواد وطنی-استاد تفضلی-سیدجلیل میرمحمدی

این اتاق را همه مان دوست داشتیم  و نیز بویی را که همیشه در آن به مشام میرسید. این بو بوی یار بود و بوی عشق. خداوند رحمت کند او را که همه وجودش را نثار دانشجویانش کرد.

+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389 و ساعت |

یادتون میاد پنجره کتابخانه دانشکده را که خانم بینهایت مهربان و دلسوزی پشت آن نشسته بود؟ خانم گلستان که محبتش در اوج بود این پنجره را به دوست داشتی ترین پنجره دانشکده تبدیل کرده بود

+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در شنبه هجدهم اردیبهشت 1389 و ساعت |

آیا این اتاق دلهره آور را بیاد میآورید؟ خانمها اعتراف کنن که کدومشون موقع امتحان شفاهی داخلی  پشت این در گریه کردن؟

روز معلم را در بخش قلب جشن گرفته بودیم و به بهترین اساتیدی که هرگز فراموششان نمیکنیم با ترس و لرز این روز را تبریک گفتیم. آن روز بیاد ماندنی دکتر لطفی زحمت تعارف کردن شیرینی دانمارکی را کشید. افسوس که دست روزگار جناب آقای دکتر متفکر را از ما جدا کرد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در شنبه یازدهم اردیبهشت 1389 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM