وقتی قرار بود وارد دوره بالینی بشویم اداره آموزش برامون کارتهای سینه تهیه کرد که به هیچ وجه من الوجوه روی سینه بند نمیشد. از همه خنده دارتر سنجاق قفلی بزرگش بود که به درد لحاف میخورد تا کارت سینه. البته ما هم که کلا از نظم و انضباط بدمون میومد اشکالات اون رو بهونه میکردیم و هیچ وقت کارت رو روی جیب روپوشمون آویزون نمیکردیم. شاید هیچ وقت دوست نداشتیم بیمارانمون ما رو به چشم دانشجو -یعنی همون چیزی که بودیم- نگاه کنن

+ نوشته شده توسط دکتر داریوش ذاکری در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت
|

