بنده خدا دخترك دانشجو را با چشمهاي گريان روانه كرده بود سروقت تنهائي خودش !! آخر يك نفر نبود به اين دخترک بگويد قبل از اینکه با پسرک موبور کلاس ما سخنی بگوید برود پرس و جويي ! سئوالي ! از هم كلاسيها ! از هم خانه ايهاش كه همين نزديك دانشگاه خانه گرفته بودند ! صاف رفته بود به پسرك موبور كلاس ما اظهار علاقه كرده بود ! باورش نميشد يك نفر جوابش دهد كه
!!من از اين قرتي بازيها خوشم نمي آيد !!
+ نوشته شده توسط دکتر حسن نجفی در یکشنبه هشتم آذر 1388 و ساعت
|

