تبليغاتX
فارغ التحصیلان پزشکی ورودی 69 یزد - تعجب

گفت :‌ پسر! (خودتان قيافه يك آدم متعجب را تصور كنيد )  يك كلت بود  از اينا كه تهش خشاب ميخوره !  فقط زمان سربازي  براي آموزش ديده بودم !‌جاسازي شده بود لاي يك كتاب ، درست مثل فيلمهاي سينمايي !

وقتي تعريف ميكرد  چشمهايش شده بود مثل مريضهاي گريوزي ! باورش نميشد يك نفر هر روز يك كتاب دست بگيرد بيايد دانشگاه هيچ وقت هم لاي كتاب را باز نكند !

 فضوليش گل كرده بود وقتي نادر خواب بود رفته بود ببيند اين چه كتابي است !

+ نوشته شده توسط دکتر حسن نجفی در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM