<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فارغ التحصیلان پزشکی ورودی 69 یزد</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 14 Jan 2012 22:58:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دهمین سالگرد یک عروج</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh4.googleusercontent.com/-MWIW8SPh7wE/TxHSvD92dxI/AAAAAAAACsU/3ILCt5RFQI8/s640/IMG_11234-1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; قبرستان نو همان جایی است که در ۲۱/۱۰/۱۳۸۰ پیکره مهدیه السادات حسناتی را به میهمانی ابدی خود فراخواند.این قبرستان روبروی حرم حضرت معصومه و در نزدیکی پل آهنچی واقع شده. امروز وقتی دوربین به دست وارد قبرستان شدم دریافتم که پیدا کردن قبر ایشان نیازمند چند روز تفحص است فلذا به همین عکس بسنده کردم. یادمان باشد که هیچیک از ما وظیفه خود را در قبال درد و رنج او در اواخر زندگیش بجا  نیاوردیم و هنگام رهسپاریش به این دیار حضور نداشتیم. همسر این مرحوم٬ آقای مهندس هریسی اکنون با فرزندانش در تبریز ساکن است . خداوند روحش را قرین رحمت خود نماید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Jan 2012 22:58:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>1369yazd</dc:creator>
<guid>http://1369yazd.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یخچال</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; وبلاگم یک شباهت عجیب و غریب با یخچال دارد &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;همه ما یک رویمان بچگی است ! قدیمترها وقتی هنوز خوابگاه ما روبروی پلیس راه یزد ! کنار جاده شلوغ و پر سروصدا و بعدش دانشکده بهداشت  بود یک همکلاسی میگفت من وقتی عصبانی بشوم میروم سراغ یخچال٬ خوشحال باشم میروم سراغ یخچال کلا یخچال یک جورهایی سنگ صبور همه است حوصله امان از همه جا که سر برود میرویم سراغ آن با اینکه میدانیم نه محتوای آن فرقی کرده نه بناست دردی از ما درمان کند ! &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;سر زدن به این وبلاگ هم شده مثل سرک کشیدن به یخچال خانه ! یک جور ورق زدن خاطرات ٬ یک جور دید و بازدید مجازی یک جور سر زدن به خلوت هم دیگر &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt; قبلتر از این وضعیت شاکی بودم اما حالا  از خودم میپرسم اینها که هر بار سرکی میکشند و شمارشگر وبلاگ گاهی بالاتر گاهی پائینتر ۵۰ نفری را شماره میاندازد چه کسی و از کجا هستند  ؟ اینها که به جز امیر ایزدی که نظراتش قابل چاپ نیست حتی زحمت متلک انداختن را هم به خودشان نمیدهند !&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;شک میکنم که این بازدید کننده ها پس چه کسانی هستند....&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jan 2012 22:57:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>1369yazd</dc:creator>
<guid>http://1369yazd.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همکلاسی</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com/post-126.aspx</link>
<description>هیچ فرقی نکرده بود 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خنده همان خنده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگاه همان نیم نگاه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; و حرفهای آخر جمله اش را که با ته لهجه اش میکشید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگفت برای چه کاری آمده یزد ؟ من هم نپرسیدم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با همسرش آمده بود ! بدون بچه ! از قرار معلوم هنوز  بچه ای دست و پا نکرده بود ! لابد درس و مشق و کار و تهران شلوغ و حساب و کتاب و دردسر همه باهم فعلا برایش اینگونه بهتر بود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هرچه اصرار به جلوس باز شاهی بر سریر همایونی کردم افاقه نکرد و رفت مهمانسرا ! فردای آنروز هم انگار که آتشی بر کف دست گرفته باشد نزدیک ظهر آمد و به رسم رفاقت با کیسه ای سوغات از شهر که نفهمیدم اول رفته دیار خودشان یا از همان بین راه تهران یزد از همین نائین .....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نشستیم به گل گفتن و شنفتن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگار برقش گرفته باشد ناگهان دستی به داخل کیسه برد و با خجالتی مخصوص خود او تکه کاغذی را ربود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رفیق خجالتی انگار یادش رفته بود که فاکتور داخل کیسه مانده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به اتفاق رفتیم برای خدا حافظی از همسر که همراهش آمده بود و لابد رفیق ما نخواسته بود که نمک گیر شود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به همسر او هم اصرار کردم که بی فایده بود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان ما همین گونه اند ! کاری هم نمیشود کرد ! ما که راضی هستیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راستش را بخواهید این قدر را نوشتم که داریوش غر نزند چرا ترک نوشتن کرده ای و هربار به اجباری زیارت روی مبارک ایشان نصیب میشود فکر و ذکری جز این ندارد که بنویس که اینجا بی نوشته مثل انبار بی بنه میماند &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Jan 2012 00:22:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>najafi</dc:creator>
<guid>http://1369yazd.blogfa.com/post-126.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقای دکتر غلامرضا رئیسی</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com/post-124.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دیروز به دلیلی در بیمارستان فیروزگر خدمت جناب آقای دکتر رئیسی رسیدم. ایشان در گروه طب فیزیکی و توانبخشی آنجا مشغول بکارند. آنقدر سرشان شلوغ بود که به خود اجازه ندادم چند دقیقه بیشتر مزاحمشان شوم. آنجا پر است از ابزار و وسائل جدید که امکان بکار بردن روشهای متعدد درمانی را فراهم میکند. ایشان به همراه آقای دکتر صحبتی و دکتر خاک سه یار دبستانی ورودی های ۶۸ را تشکیل داده بودند. ایشان وبلاگ خیلی مفیدی  نیز دارند که میتوانید در خصوص طب فیزیکی هر مطلبی را که بخواهید بیابید:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://rehab.blogfa.com&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;http://rehab.blogfa.com&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh5.googleusercontent.com/-zz6e8yPytAk/TtcjDv3bCRI/AAAAAAAACr8/g9kGyV101mU/s640/15022011168.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Dec 2011 10:42:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>1369yazd</dc:creator>
<guid>http://1369yazd.blogfa.com/post-124.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خانم دکتر عرب زاده</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;مثل بیشتر آقایون من هم ابتدا نتوانستم خانم دکتر عرب زاده را بشناسم. ایشان که همسر آقای دکتر دریجانی هستند کنار آقاپسر گلشان نشسته بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh5.googleusercontent.com/-VdAYV_F4QaE/TkGuilRpKcI/AAAAAAAACTg/sB4OYEOM8rE/s640/IMG_7253.JPG&quot;&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اینهم آقای دکتر دریجانی که مشغول گپ و گفت با آقای دکتر نوری بودند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh5.googleusercontent.com/-RJ18Szh7NlI/TtOzrHNxSpI/AAAAAAAACrw/xOWsx4Z2GrM/s640/IMG_7274.JPG&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Nov 2011 02:38:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>1369yazd</dc:creator>
<guid>http://1369yazd.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این کدامین یار انقلاب است؟</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com/post-123.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی از دوستان که از قضا بطور کلی با تکنولوژی قهر است یکی از عکسهای خود را بطور تصادفی در آرشیو یک عکاسی قدیمی یافت و آنرا در کمال ناباوری بنده برایم میل کرد. خیلی از ما در کودکی و نوجوانی مظلوم و آرام بوده ایم و برخی نیز به شرارت شهره بودیم. اگر بخواهیم وجه تشابهی میان امروز و دیروز بیابیم از تغییرات شگرفی که  کرده ایم حیرت زده میگردیم اما ای کاش بازهم میتوانستیم تغییر کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh3.googleusercontent.com/-jvmXiC2Wlos/TsluCki_SMI/AAAAAAAACrk/oBTv0NyMKFk/s800/Picture%252520002.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Nov 2011 00:51:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>1369yazd</dc:creator>
<guid>http://1369yazd.blogfa.com/post-123.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کنگره طب کار</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com/post-122.aspx</link>
<description>&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh4.googleusercontent.com/-DV1xmJ_aFVg/TqwkOltpw-I/AAAAAAAACq0/f7fnKIEsyLw/s640/14012011140-n.jpg&quot;&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh5.googleusercontent.com/-AH39M8m43ss/TqwkMDe4DPI/AAAAAAAACqs/BMFqPlu33ww/s640/14012011139.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز بازآموزی طب کار بود و ما که حداقل دوبرابر مابقی بازآموزیها پول داده بودیم دلمان به آن خوش بود که  دکتر تیموری را ملاقات میکنیم که خودش رزیدنت طب کار است. این طب کاری ها قرار است به داد پزشکان و مابقی پرسنل بخش سلامت هم برسند و همه را به صورت دوره ای معاینه کنند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Oct 2011 19:48:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>1369yazd</dc:creator>
<guid>http://1369yazd.blogfa.com/post-122.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دکتر لطفی</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com/post-121.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;پنجشنبه ۵ آبان هنگامی که برای شرکت در امتحان ورودی پی اچ دی به دانشگاه شهید بهشتی رفته بودم با دکتر حسن لطفی مواجه شدم که او هم برای شرکت در امتحان آمده بود. اگرچه بارها به همه هم کلاسی ها توصیه کرده ام فرصت امتحانات پی اچ دی را از دست ندهند اما باز هم همه پشت گوش میاندازند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh4.googleusercontent.com/-N1odkUDR0UA/Tqr7hJUJRuI/AAAAAAAACqM/4NZwFuylgAI/s640/12012011131.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Oct 2011 22:36:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>1369yazd</dc:creator>
<guid>http://1369yazd.blogfa.com/post-121.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دکتر حجازی</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com/post-120.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;امروز دکتر حجازی پیام داد که برای فلان همایش سلامت به تهران و به سالن همایشهای رازی آمده. بدیدارش رفتم و با هم کلی کیف کردیم. متاسفانه به دلیل آنکه دوربین عزیزم را به همراه نداشتم فقط توانستم با موبایلم چند عکس بگیرم. شانسم گفت و موقع پذیرایی رسیدم و توفیق دید زدن همه بزرگان بهداشت و سلامت کشور هم نصیبم شد. من هر روز توی اداره با دیدن اوج فلاکت و زجر بیماران این مملکت مجبورم یه عالمه..... نثار همشون کنم(بخدا سیاسی نبود)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh5.googleusercontent.com/-SuZdiN4Z80w/TpHoqn0pTII/AAAAAAAACpE/p31BdGjCSgk/s640/09102011108%252520-%252520Copy.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh4.googleusercontent.com/-_VbQs46jIKo/TpHqAcull_I/AAAAAAAACpY/0SzaBysrg80/s640/09102011086%252520-%252520Copy.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 09 Oct 2011 22:23:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>1369yazd</dc:creator>
<guid>http://1369yazd.blogfa.com/post-120.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دکتر بهزاد ترکمانی</title>
<link>http://1369yazd.blogfa.com/post-119.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;و اینهم بهزاد خان ترکمانی که هنوز در تجرد بسر میبرد و در سواحل چابهار  دارد حال میکند. این پسر که معمولا آکنده از شیطنت است را کمتر میتوان مثل این عکسش شاعرانه دید. فکر میکنم عکس دومش بیشتر به درونش شبیه باشد.عکسها از صفحه فیس بوکش برداشت شده است. &lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh4.googleusercontent.com/-hKYDn2t1L-o/Tnjf7BBPceI/AAAAAAAACkU/OAGNO72v1Ww/s800/behzad.jpg&quot;&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;https://lh6.googleusercontent.com/-wKC0MYqnN58/Tnjf6huXYUI/AAAAAAAACkQ/RIKZNlknh8g/s800/155242_1635707542201_1522098939_32057084_4656359_n.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Sep 2011 22:51:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>1369yazd</dc:creator>
<guid>http://1369yazd.blogfa.com/post-119.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

